على كريمى جهرمى

16

خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى )

معظم‌له خاطراتى از اين دوران به ياد داشتند از جمله خاطره‌اى است كه در روز شانزدهم محرم 1405 قمرى در منزلشان ياد ميكردند و مىفرمودند : پدر ما كه ما را به مكتب فرستاده بودند كتاب حياة القلوب مجلسى را داده بودند كه در مكتب بخوانيم . و بنابراين ، ايشان كتابى مانند حياة القلوب را در مكتب خوانده و آموخته بودند . « 1 » بارى در اثناء اين دوران بوده كه سايهء پدر از سر فرزند برومند قطع مىشود ليكن از همچنان به كار خود ادامه مىدهد . قدس و تقوى از دوران كودكى مشهور و مسلم است كه حضرت آية اللّه العظمى گلپايگانى از دوران كودكى سخت پاىبند به آداب اسلامى بوده و آثار صلح و بزرگوارى از همان ايّام در اعمال و طرز رفتارشان آشكار بوده است . يكى از دوستان كه سيدى روحانى است براى اين جانب ميگفت : مدّتى پيش ، پيرمردى از گلپايگان به قم آمده بود و او راجع به مرجع بزرگوار چنين اظهار مىداشت : ايامى كه ايشان مكتب ميرفتند و پدر را هم از دست داده بودند چنان بودند كه شاگردان مكتب هنگام ظهر ناهار و نانشان را روى هم ميريختند و يك جا با هم ميخوردند ليكن ايشان جداگانه غذاى خود را مىخورد و هرچه اصرار ميكردند كه ايشان هم با آنان باشد نمىپذيرفتند و ميگفتند : شايد پدرهاى آنان راضى نباشند . روزى بچه‌ها نان و غذاى او را برداشتند كه مجبور شود با آنها غذا بخورد

--> ( 1 ) در تاريخ مزبور ، مطلبى را مربوط به حضرت يوسف عليه السلام نقل كردند و نسبت به حياة القلوب دادند كه در ايّام كودكى خوانده بودند .